<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<!DOCTYPE Articles SYSTEM "HBI_DTD">
<Articles><Article><Journal><PublisherName></PublisherName><JournalTitle>Journal of Medical Hypotheses and Ideas</JournalTitle><Volume>1</Volume><Issue></Issue></Journal><ArticleTitle>مهار نئووسكولاريزاسيون قرنيه توسط مهاركننده‌هاي جديد تيروزين كيناز كه گيرنده‌هاي فاكتور رشد اندوتليال عروقي را مورد هدف قرار مي‌دهند: سونيتينيب مالآت و سورافنيب</ArticleTitle><FirstPage>1</FirstPage><LastPage>2</LastPage><AuthorList><Author><FirstName></FirstName><LastName>یدالله شکیبا</LastName></Author><Author><FirstName></FirstName><LastName>دلنیا ارشدی</LastName></Author></AuthorList><History><PubDate PubStatus="received"><Year>2015</Year><Month>10</Month><Day>05</Day></PubDate></History><Abstract>نئووسکولاریزاسیون قرنیه یکی از عواقب قابل توجه و تهدید کننده بینایی بسیاری از اختلالات سطحی چشم است. حضور رگهای جدید در قرنیه وضوح و در نتیجه بینایی را تحت تأثیر قرار می&amp;zwnj;دهد. شواهد بسیاری مبنی بر نقش فاکتور رشد اندوتلیال عروقی در ایجاد نئووسکولاریزاسیون قرنیه موجود می&amp;zwnj;باشد. مهار فاکتور رشد اندوتلیال عروقی به عنوان راه اصلی درمان نئووسکولاریزاسیون قرنیه مطرح است. مدارک رو به رشدی مبنی بر کاهش نئووسکولاریزاسیون قرنیه با استفاده از عوامل ضد فاکتور رشد اندوتلیال عروقی وجود دارد. سونیتینیب مالآت و سورافنیب داروهای جدید خوراکی ضد رگسازی می&amp;zwnj;باشند که آزمایشاتی در مورد اثر بخشی آنها در انواع مختلف سرطانها صورت گرفته است. مکانیسم عمل اصلی این داروها مهار رگسازی به وسیله کاهش پیام رسانی از طریق گیرنده 1 و 2 فاکتور رشد اندوتلیال عروقی و گیرنده&amp;zwnj;های فاکتور رشد پلاکتی می&amp;zwnj;باشد. از آنجاییکه فاکتور رشد اندوتلیال عروقی اثرات رگسازی خود را از طریق گیرنده&amp;zwnj;های تیروزین کیناز موجود در قرنیه اعمال می&amp;zwnj;نماید، هر مکانیسمی که پیام رسانی فاکتور رشد اندوتلیال عروقی را کاهش دهد این قابلیت را دارد که نئووسکولاریزاسیون قرنیه را مهار کند یا حداقل آن را تخفیف دهد. بر اساس این واقعیت ما در اینجا این فرضیه را مطرح می&amp;zwnj;کنیم که سونیتینیب مالآت و سورافنیب می&amp;zwnj;توانند به فرم موضعی تهیه شوند و در نئووسکولاریزاسیون قرنیه بکار روند. این فرضیه یک امید تازه برای درمان موفق نئووسکولاریزاسیون قرنیه ارائه می&amp;zwnj;نماید. مطالعات گسترده&amp;zwnj;تری روی مدلهای حیوانی برای قرار دادن این دو دارو در کنار داروهای نئووسکولاریزاسیون قرنیه مورد نیاز است.</Abstract><web_url>https://ijmhi.tums.ac.ir/index.php/ijmhi/article/view/9</web_url><pdf_url>https://ijmhi.tums.ac.ir/index.php/ijmhi/article/download/9/9</pdf_url></Article><Article><Journal><PublisherName></PublisherName><JournalTitle>Journal of Medical Hypotheses and Ideas</JournalTitle><Volume>1</Volume><Issue></Issue></Journal><ArticleTitle>كاهش يا عدم كاهش اسيد معده ؟ پايش pH داخل معده توسط پروب در مقايسه با كاغذ ليتموس در بيماران مراقبتهاي ويژه</ArticleTitle><FirstPage>2</FirstPage><LastPage>3</LastPage><AuthorList><Author><FirstName></FirstName><LastName>منصور رستگارپناه</LastName></Author><Author><FirstName></FirstName><LastName>مجتبی مجتهدزاده</LastName></Author></AuthorList><History><PubDate PubStatus="received"><Year>2015</Year><Month>10</Month><Day>05</Day></PubDate></History><Abstract>صدمات مخاطی دستگاه گوارش و خونریزی گوارشی ناشی از بحرانهای فیزیولوژیک موسوم به Stress Related Mucosal Damage&amp;nbsp; در مجاری فوقانی دستگاه گوارش، باعث وخیم نمودن وضعیت بالینی بیماران بستری در مراقبتهای ویژه می گردد.&amp;nbsp;فرضیه و ایده ما این است که کاهش اسید معده و پایش اسید معده توسط&amp;nbsp;پروب اندازه گیری کننده اسید داخل معده می تواند در بهبود این دسته از بیماران مفید باشد. برای آزمودن این ایده یک مطالعه مقدماتی جهت بررسی و مقایسه صحت کاغذ لیتموس با پروب پلاتین- آنتی موان طراحی شده که از طریق بینی داخل معده می گردد در یک بیمارستان آموزشی در تهران انجام شد. بیست بیمار بستری در بخش مراقبتهای ویژه که نیازمند به پروفیلاکسی زخم ناشی از استرس داشتند از طریق روش مطالعه متقاطع (Crossover) بیماران بصورت تصادفی (Randomized) ابتدا رانی تیدین را یا بصورت انفوزیون مداوم یا بصورت تزریق وریدی متناوب و سپس به دیگر بازوی مطالعه وارد شدند. اسید معده توسط کاغذ حساس به pH معده در آغاز مطالعه در 1، 2، 4، و 8&amp;nbsp; ساعت پس از شروع رانی تیدین اندازه گیری گردید.&amp;nbsp;بعلاوه اسید معده از طریق پروب پلاتین- آنتی موان ابداعی&amp;nbsp;و طراحی شده بطور مداوم اندازه گیری می گردید. نتایج مقدماتی اندازه گیری pH معده توسط کاغذ لیتموس و پروب اندازه گیری کننده اسید داخل معده و مقایسه آنان توسط آنالیز رگراسیون نشان داد که یک همسانی خوبی (Good&amp;nbsp;Correlation) بین این دو روش وجود داشت.(r=0.7) البته روش پروب داخل معده ای برای اندازه گیری pH معده روشی راحت و از نظر بالینی قابل انجام برای استفاده در بیماران با ریسک بالا برای خونریزی ناشی از استرس می باشد. و همچنین در مقایسه با استفاده از کاغذ لیتموس در بیمارانیکه داروهای مهارکننده هیستامین - 2 دریافت می کنند از صحت و دقت بیشتری برخوردار می باشد. مطالعات بیشتری لازم است که فرضیات پیشنهادی را تاييد نماید .</Abstract><web_url>https://ijmhi.tums.ac.ir/index.php/ijmhi/article/view/10</web_url><pdf_url>https://ijmhi.tums.ac.ir/index.php/ijmhi/article/download/10/10</pdf_url></Article><Article><Journal><PublisherName></PublisherName><JournalTitle>Journal of Medical Hypotheses and Ideas</JournalTitle><Volume>1</Volume><Issue></Issue></Journal><ArticleTitle>ايجاد يك اجتماع واحد كه سيستم ثبت سوانح براساس جمعيت را پوشش دهد: دورنماي يك كشور پيشرفته</ArticleTitle><FirstPage>3</FirstPage><LastPage>4</LastPage><AuthorList><Author><FirstName></FirstName><LastName>تنوير چادهوري تورين</LastName></Author><Author><FirstName></FirstName><LastName>ناهيد رومانا</LastName></Author></AuthorList><History><PubDate PubStatus="received"><Year>2015</Year><Month>10</Month><Day>05</Day></PubDate></History><Abstract>&amp;nbsp;
خط مشی سلامت عمومی برای پیشگیری و کنترل سوانح شامل ارزیابی اپیدمیولوژیک، ارتقای تدابیر پیشگیری، و ارزیابی این تدابیر می&amp;zwnj;باشد. سیستمهای نظارت بر سوانح باید قادر به فراهم نمودن اطلاعات ضروری برای هر یک از موارد مذکور باشند. میزان سوانح یک مسأله غیر قابل انکار است. هزینه&amp;zwnj;های مربوط به مرگ و میر و ناخوشی ناشی از سوانح نه تنها از لحاظ هدر رفتن بودجه سلامت عمومی بلکه از نظر رنج&amp;zwnj;های فردی و اجتماعی بسیار گزاف می&amp;zwnj;باشد. با وجود این، کشورهای معدودی از یک سیستم نظارتی فراگیر که اطلاعات قابل اطمینان در خصوص طبیعت و میزان سوانح به خصوص با توجه به سوانح غیر مرگبار فراهم نماید برخوردارند. بدون اطلاعات قابل اطمینان، برنامه&amp;zwnj;ریزان عرصه سلامت شدیدا دچار مشکل می&amp;zwnj;شوند. آنها قادر به تخصیص منابع به طور کارآمد به نحوی که بیشترین تاثیر را در پیشگیری از سوانح داشته باشد نخواهند بود. این برای برنامه&amp;zwnj;ریزان در تمام سطوح صدق می کند، چه آنهایی که نگران سوانح جهانی هستند و چه آنهایی که نگران سوانح ملی، منطقه&amp;zwnj;ای یا محلی می&amp;zwnj;باشند. مراکز ثبت سوانح باید بتوانند وقوع و شیوع سوانح را در یک جمعیت خاص مشخص نمایند. یک مرکز ثبت اطلاعات خود را با انجام مطالعات مقطعی در مورد تفاوتها در میزان شیوع بیماریها تکمیل می&amp;zwnj;نماید. شروع مونیتورینگ همزمان شیوع، مرگ و میر، ناخوشی، میزان عوامل خطر، و تمایلات اجتماعی و رفتاری در یک اجتماع تعریف شده به مدت چندین سال به روشن ساختن رابطه متقابل بین این متغیرها کمک می&amp;zwnj;نماید. اطلاعات مربوط به وقوع سوانح و عوامل خطر در جمعیت بسیار ضروری است و سیستم های نظارتی این اطلاعات ضروری را برای طراحی تدابیر پیشگیری موثر، تخصیص مناسب منابع مالی مربوط به بخش سلامت، ارزیابی اثربخشی برنامه&amp;zwnj;های نظام سلامت و غیره فراهم می&amp;zwnj;نمایند. هدف این مطالعه تعقیب نمودن میزان شیوع سوانح و مرگ و میر در ژاپن با استفاده ار سیستم ثبت پوشش دهنده کل جمعیت اجتماع که بیشترین میزان اطلاعات به روز شده را به&amp;zwnj;کار می&amp;zwnj;گیرد می&amp;zwnj;باشد.</Abstract><web_url>https://ijmhi.tums.ac.ir/index.php/ijmhi/article/view/11</web_url><pdf_url>https://ijmhi.tums.ac.ir/index.php/ijmhi/article/download/11/11</pdf_url></Article><Article><Journal><PublisherName></PublisherName><JournalTitle>Journal of Medical Hypotheses and Ideas</JournalTitle><Volume>1</Volume><Issue></Issue></Journal><ArticleTitle>كاربرد فارماكوژنتيك آنزيمهاي سيتوكروم P450 در پزشكي باليني</ArticleTitle><FirstPage>4</FirstPage><LastPage>5</LastPage><AuthorList><Author><FirstName></FirstName><LastName>مجید مریدانی</LastName></Author></AuthorList><History><PubDate PubStatus="received"><Year>2015</Year><Month>10</Month><Day>05</Day></PubDate></History><Abstract>آزمایشات تشخیص طبی فارماکوژنتیک، پروتئوميک، اندازه گیری غلظت دارویی در خون، و سم شناسی بالینی در کنار سایر آزمایشات متداول پزشکی همچون بیوشیمی بالینی و پاتولوژی امکان "مدیریت درمان ويژه و مختص فرد بیمار Personalized Medicine" را میسر کرده است. هدف ازاین مقاله ارائه یک بحث مقدماتی و یک مرور کلی بر بکارگیری دانش فارماکوژنتیک دراین روش درمانی جدید در علم پزشکی امروز می باشد. برای روشن شدن اهمیت کاربرد فارماکوژنتیک در علم پزشکی، مثالهایی از فارماکوژنتیک آنزیمهای فاز اول متابولیسم دارویی (سیتوکروم P450) نیز مورد بررسی قرار گرفته است. از آنجایی که اطلاعات چندانی در ارتباط با اهمیت نژاد و قومیّت افراد بر اثرات و سميّت دارویی در کشورهای در حال توسعه در دسترس نیست، لذا این مقاله اشاره ای نیز بر اهمیت این موضوع خواهد داشت. در پایان بحث مختصری در مورد نیاز به گنجاندن مبحث فاماکوژنتیک بالینی در تحصیلات پزشکی و داروسازی صورت گرفته است.</Abstract><web_url>https://ijmhi.tums.ac.ir/index.php/ijmhi/article/view/12</web_url><pdf_url>https://ijmhi.tums.ac.ir/index.php/ijmhi/article/download/12/12</pdf_url></Article><Article><Journal><PublisherName></PublisherName><JournalTitle>Journal of Medical Hypotheses and Ideas</JournalTitle><Volume>1</Volume><Issue></Issue></Journal><ArticleTitle>معرفي‌ اِنماي چند دارويي‌ به عنوان درماني‌ جديد در سندرم زخم مجرد ركتوم</ArticleTitle><FirstPage>5</FirstPage><LastPage>6</LastPage><AuthorList><Author><FirstName></FirstName><LastName>محمد وفایی</LastName></Author><Author><FirstName></FirstName><LastName>سعيد درخشاني</LastName></Author><Author><FirstName></FirstName><LastName>بهزاد الهي</LastName></Author></AuthorList><History><PubDate PubStatus="received"><Year>2015</Year><Month>10</Month><Day>05</Day></PubDate></History><Abstract>اِنما از قرن ها پیش مورد استفاده پزشکان بوده است. از این تکنیک در درمان یبوست، هیپرکالمی&amp;zwnj;، کنترل تب و تشنج در اطفال، و حتی&amp;zwnj; در القا بی دردی، و انسفالوپاتی&amp;zwnj; ناشی&amp;zwnj; از هپاتیت استفاده شده و می&amp;zwnj;شود. در این مقاله ما روشی&amp;zwnj; تکامل یافته از انما به کمک چندین دارو از جمله بیسموت، سوکرالفیت، کورتون، و چند آنتی بیوتیک را به عنوان راه حلی&amp;zwnj; جهت درمان سندروم زخم مجرد رکتوم پیشنهاد می&amp;zwnj;کنیم. در مطالعه پیشنهادی کارآزمایی&amp;zwnj; بالینی&amp;zwnj; به کمک پلاسبو پیشنهاد شده است. باید توجه داشت که مطالعه بر روی سندرم زخم مجرد رکتوم به علت نادر بودن این بیماری بسیار دشوار می&amp;zwnj;&amp;zwnj;باشد. در این مقاله علت فرض ما مبنی&amp;zwnj; بر برتر بودن این ترکیب چند دارویی&amp;zwnj;، مکانیسم و پاتوفیزیولوژی آن به تفصیل مورد بحث قرار گرفته است. این ترکیب و روش تجویز آن می&amp;zwnj;تواند با بهبود خونرسانی&amp;zwnj;، کاهش و پیشگیری از التهاب و ایجاد لایه محافظتی&amp;zwnj; در رکتوم منجر به بهبود این زخم مزمن، دردناک و ناراحت کننده شود.</Abstract><web_url>https://ijmhi.tums.ac.ir/index.php/ijmhi/article/view/13</web_url><pdf_url>https://ijmhi.tums.ac.ir/index.php/ijmhi/article/download/13/13</pdf_url></Article><Article><Journal><PublisherName></PublisherName><JournalTitle>Journal of Medical Hypotheses and Ideas</JournalTitle><Volume>1</Volume><Issue></Issue></Journal><ArticleTitle>اثر احتمالي مشتقات دي هيدروپيرديني بر روي مقاومت دارويي وابسته به آنزيم توپوايزومراز: رهيافتي نوين براي طراحي مهاركننده هاي جديد مقاومت دارويي غيركلاسيك</ArticleTitle><FirstPage>6</FirstPage><LastPage>7</LastPage><AuthorList><Author><FirstName></FirstName><LastName>احمدرضا مهدي پور</LastName></Author><Author><FirstName></FirstName><LastName>كتايون جاويدنيا</LastName></Author><Author><FirstName></FirstName><LastName>بهرام همتي نژاد</LastName></Author><Author><FirstName></FirstName><LastName>رامين ميري</LastName></Author></AuthorList><History><PubDate PubStatus="received"><Year>2015</Year><Month>10</Month><Day>05</Day></PubDate></History><Abstract>مقاومت دارويي در سلولهاي سرطاني به مقاومت سلولهاي توموري در مقابل انواع مختلف داروهاي ضد سرطان اطلاق مي&amp;zwnj;گردد. برخی از رده های سلولی مقاوم ویژگیهای متفاوت با نوع معمول (وابسته به P-glycoprotein )نشان می دهند مطالعات محدودی بر روی اثر تركيبات 1و4-دي هيدروپيريديني بر این رده ها صورت گرفته است. اما براساس برخی شواهد و اثر ماده Dexniguldipine بر روی آنزیم توپوایزومراز I، این فرضیه مطرح می گردد که تركيبات 1و4-دي هيدروپيريديني که دارای خواص ساختاری مناسب هستند بر روی مقاومت دارویی وابسته به آنزیم توپوایزومراز II اثر دارند و می توانند آن را مهار نمایند. در صورت اثبات این فرضیه، امکان طراحی ترکیباتی با اثر بر هر دو نوع مقاومت دارویی وجود دارد</Abstract><web_url>https://ijmhi.tums.ac.ir/index.php/ijmhi/article/view/14</web_url><pdf_url>https://ijmhi.tums.ac.ir/index.php/ijmhi/article/download/14/14</pdf_url></Article><Article><Journal><PublisherName></PublisherName><JournalTitle>Journal of Medical Hypotheses and Ideas</JournalTitle><Volume>1</Volume><Issue></Issue></Journal><ArticleTitle>اثرات تركيبات مضر در هواي بازدم به عنوان يك مكانيسم احتمالي ايجاد قرمزي چشم در بيماران مبتلا به نارسايي كليوي</ArticleTitle><FirstPage>7</FirstPage><LastPage>8</LastPage><AuthorList><Author><FirstName></FirstName><LastName>عليرضا غفاريه</LastName></Author><Author><FirstName></FirstName><LastName>تورج چماچم</LastName></Author></AuthorList><History><PubDate PubStatus="received"><Year>2015</Year><Month>10</Month><Day>05</Day></PubDate></History><Abstract>نارسایی کلیوی می تواند منجر به تجمع ترکیبات زاید نیتروژنی شود که تقریبا تمام سیستمهای حیاتی بدن انسان را تحت تاثیر قرار می دهند و باعث بروز تظاهرات بالینی پیچیده ای می شوند. چشم می تواند یکی از ارگانهای تحت تاثیر باشد. قرمزی چشم یک عارضه غیر معمول در بیماران مبتلا به نارسایی کلیوی نیست. در طی دهه های گذشته تئوریهای فراوانی تلاش کرده اند تا مسیرهای پاتوژنیک احتمالی را که منجر به عوارض گوناگون چشمی در نارسایی کلیوی می گردد شرح دهند. بعضی از ترکیبات زاید تجمعی در نارسایی کلیوی نظیر نیتریک اکسید، هیدروژن پراکسید و متیل آمین ها در این رابطه مطرح گردیده اند و در هوای بازدمی موجود می باشند. ما این فرضیه را مطرح می کنیم که اثرات این ترکیبات مضر بازدمی روی سطح چشم در مدت زمان طولانی می تواند به عنوان مکانیسم احتمالی دیگری در ایجاد تظاهرات چشمی به خصوص قرمزی چشم در نارسایی کلیوی در نظر گرفته شود.</Abstract><web_url>https://ijmhi.tums.ac.ir/index.php/ijmhi/article/view/15</web_url><pdf_url>https://ijmhi.tums.ac.ir/index.php/ijmhi/article/download/15/15</pdf_url></Article><Article><Journal><PublisherName></PublisherName><JournalTitle>Journal of Medical Hypotheses and Ideas</JournalTitle><Volume>1</Volume><Issue></Issue></Journal><ArticleTitle>فرو تنظيمي فاكتورهسته اي كاپا B به عنوان راهكاري مؤثر براي درمان ديابت نوع اول : تأثير فلاونوئيدها</ArticleTitle><FirstPage>8</FirstPage><LastPage>9</LastPage><AuthorList><Author><FirstName></FirstName><LastName>امين اردستاني</LastName></Author><Author><FirstName></FirstName><LastName>راضيه يزدان پرست</LastName></Author></AuthorList><History><PubDate PubStatus="received"><Year>2015</Year><Month>10</Month><Day>05</Day></PubDate></History><Abstract>فاکتور هسته ای کاپا B به عنوان یک فاکتور رونویسی حساس به سیستم اکسید و احیاء درون سلولی نقش مهمی در تنظیم ژن های دخیل در پاسخ های سلولی شامل التهاب، ایمنی سلولی، رشد و مرگ دارد. شواهد و دلایل زیادی در دست است که افزایش فعالیت فاکتور هسته ای کاپا Bبوسیله استرس اکسیداتیو به عنوان سیگنال شروع کننده باعث بوجود آمدن وقایع سلولی متعددی شده که نهایتاً مرگ سلولهای بتا (ترشح کننده انسولین) و دیابت نوع اول را به دنبال دارد. به دنبال افزایش فعالیت فاکتور هسته ای کاپاB، پاسخ های ایمنی و التهابی افزایش یافته که باعث تولید گونه های فعال اکسیژن و نیتروژن و نهایتاً باعث تخریب سلولهای بتا و کاهش ترشح انسولین از این سلولها می شود. نقش مهم فاکتور هسته ای کاپا Bدر کنترل بیان ژنهای دخیل در پاسخ های ایمنی و التهابی در دیابت نوع اول، این فاکتور را به عنوان یک هدف درمانی مهم در درمان دیابت نوع اول مطرح کرده است. فلاونوئیدها به عنوان ترکیبات پلی فنولی مشتق شده از گیاهان الگوی مهاری قابل توجه ای در برابر فعالیت فاکتور هسته ای کاپا B نشان می دهند. در انواع متعددی از سلولها، فلاونوئیدها قویاً باعث مهار افزایش فعالیت فاکتور هسته ای کاپا B که توسط سیتوکین ها و لیپوپلی ساکارید باکتریایی القاء، شده می شوند. اخیراً، ما انواعی از فلاونوئیدها را به عنوان ترکیبات حفاظت کننده سلولها بتا در حین تخریب این سلولها در دیابت نوع اول معرفی کردیم که پتانسیل درمانی در دیابت نوع اول را دارند. در مقابل، مطالعات نشان داده است که فلاونوئیدها قادر به مهار تخریب سلولهای بتا (القاء شده توسط سیتوکین) از طریق مهار فاکتور هسته ای کاپاB هستند. با توجه نقش مرکزی فاکتور هسته ای کاپا B در تخریب سلولهای بتا، احتمالاً مهار این فعالیت در شرایط in vivo و in vitro توسط فلاونوئیدها باعث مهار تخریب سلولهای بتا و ایجاد دیابت نوع اول می شود. در پرتو خواص ضد التهابی و آنتی اکسیدانی فلاونوئیدها و با در نظر گرفتن پتانسیل مهاری این ترکیبات در رابطه با فعالیت فاکتور هسته ای کاپا B، این فرضیه شکل می گیرد که فلاونوئیدها به عنوان ترکیبات درمانی مؤثر قادر به مهار شروع دیابت نوع اول هستند.</Abstract><web_url>https://ijmhi.tums.ac.ir/index.php/ijmhi/article/view/16</web_url><pdf_url>https://ijmhi.tums.ac.ir/index.php/ijmhi/article/download/16/16</pdf_url></Article></Articles>
